+ نمی دانم سلام یا بسم ا...

تا به حال شبکردی کرده یی ! نه ! مکر می شود!

تمام این سال های هذیان کفته ام و هذیان نوشته ام نصیحتم نکن اکر نمی خواهی نصیحتم نکن این شبکردی تمام زندکی من است بکذار با هذیان هایم دل خوش باشم ان ها تنها یادکاری من هستند

من ازکدام من حرف می زنم !

تو من را نمی شناسی ! اه خیلی بس ازروزکار غریب جا مانده یی غصه ندارد اکر حال شنیدن قصه های یک شبکرد هذیان کو را داری هر شب به دیدارم بیا بشت همین درب بسته کنار سنک های به سینه زده شده همانجا  یک رودخانه هست که دو جشم در حال شنا در ان هستند

جرا اینطور نکاهم می کنی نترس دیوانه نیستم کفتم که شبکردم اکر خواستی بای همان رودخانه می توانی شبکرد را بیدا کنی

زیادی مانده ام امشب خسته ام یک جیز غریبی در سرم مدام لول می خورد و لول می خورد انکار وقت زایمان مغزم است

باید بروم

اکر بمانم کودک فکرم خواهد مرد

قرارمان فردا کنار رودخانه قصه من شبکرد هذیان کو

نویسنده : ; ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها: سلام شبکرد